سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

131

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

يعنى حماء نباشد چه آنكه در صورت مماثلت با اينكلمات معرب بحركات بوده اگرچه اضافه به غير خود نيز شده باشد . و نيز در همين كتاب گفته : اب و اخ گاهى آخرشان مشدّد مىشود . پس از آن مصنّف گويد : لفظ « هن » نيز همينطور بوده و اعرابش نيابى است . شارح گويد : اينكلمه را كنايه از اسماء اجناس مىآورند يعنى وقتى نخواهند نام جنسى را صراحتا ببرند از اينكلمه بعنوان اشاره به آن استفاده مىكنند . ولى برخى از ارباب ادب گفته‌اند : لفظ مزبور كنايه است از چيزى كه ذكرش ناشايست و قبيح باشد . بعضى ديگر گفته‌اند : لفظ « هن » يعنى خصوص فرج . و در تسهيل مصنّف گفته است : گاهى نون اينكلمه را مشدّد مىآورند . سپس مصنّف در مصراع ديگر بيت مىگويد : در اين لفظ اخير ( يعنى هن ) نقص بهتر است . شارح گويد : مقصود از « نقص » اينستكه اعراب بحركات برنون باشد يعنى هن ، هنا ، هن . و تقدير عبارت چنين است : و النقص فى هذا الاخير احسن من الاتمام . و مراد از « اتمام » اعراب نيابى يعنى اعراب بحروف مىباشد . و شاهد براحسن بودن نقص از اتمام فرموده حضرت على عليه الصّلوة و السّلام است كه فرمودند : من تعزّى بعزاء الجاهليّة فاعضوه بهن ابيه و لا نكثوا .